تبليغاتX
فریاد

فریاد

برایم دعا کن ، چشمهایت گل آفتابگردانند ، به هر جا نگاه می کنی خدا آنجاست .

دعا فقط  صحنه ی خواندن خدا نیست ، که عرصه شناختن او هم هست ،

مونولوگ نیست ، دیالوگ هم هست ، سخن گفتن دوسویه است و در این مکالمه و مخاطبه است

که هم انس حاصل میشود و هم شناخت ، هم پالایش روح میشود ، هم تقویت ایمان ، هم دل

خرسند میگردد ، هم خرد .

و چنین است که آدمی به تمامیت  خویش در محضر تمامیت طلب ربوبی  حاضر میشود و نه

دستار که سر را هم می بازد و نه به اضطرار عاقلانه که به اختیار عاشقانه میشکند .

معشوق همه وجود عاشق را از دل و جان وخرد می خرد و استیفا میکند و این سودای خوش

عاقبت در صحنه پر صفای دعا صورت میگیرد که سیرابی سیرت و سریرت در اوست .

در دعا هم از نیاز عاشق سخن می رود ، هم از ناز معشوق .

هم از احتیاج این ، هم از اشتیاق او .

 هم از انس ، هم از خوف .

هم از محبت ، هم از معرفت .

 هم از توبه و انابت ، هم از کرم و اجابت .

هم از حاجات معیشتی و زمینی ،  هم از مطلوبات آرمانی و آسمانی .

 هم از تسلیم ، هم از تعلیم .

و چیست جز دعا که این همه نعمت و برکات از دامان و آستین آن ، سخاوتمندانه فرو ریزد

و آن همه خدمات و حسنات که کریمانه از دست او برخیزد؟

 "دکتر عبدالکریم سروش"

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 9:59  توسط خاتون  | 

بارالهی.

خدایا! دانایی را چراغ راهمان کن

جهنم  تاریک بود . جهنم سیاه بود  . جهنم نور نداشت  . شیطان هر روز صبح از جهنم

بیرون می آمد و مشت مشت با خودش تاریکی می آورد. تاریکی را روی آدم ها می پاشید و

خوشحال بود، اما بیش از هر چیز خورشید آزارش می داد ...

 

خورشید ، تاریکی را می شست . می برد و شیطان برای آوردن تاریکی هی راه بین جهنم و

روز را می رفت و برمی گشت. و این خسته اش کرده بود.

شیطان روز را نفرین می کرد . روز را که راه را از چاه نشان می داد و دیو را از آدم

.

شیطان با خودش می گفت : کاش تاریکی آنقدر بزرگ بود که می شد روز را و نور را و

خورشید را در آن پیچید یا کاش …

و اینجا بود که شیطان نابینایی را کشف کرد : کاش مردم نابینا می شدند . نابینایی

ابتدای گم شدن است و گم شدن ابتدای جهنم .

اما شیطان چطور می توانست همه را نابینا کند ! این همه چشم را چطور می شد از مردم

گرفت!

شیطان رفت و همه جهنم را گشت و از ته ته جهنم جهل را پیدا کرد . جهل را با خود به

جهان آورد . جهل ، جوهر جهنم بود .

 

حالا هر صبح شیطان  از جهنم می آید و به جای تاریکی ، جهل روی سر مردم می ریزد  و

جهل ، تاریکی غلیظی است که دیگر هیچ خورشیدی از پس اش بر نمی آید .

چشم داریم و هوا روشن است اما راه را از چاه تشخیص نمی دهیم .

چشم داریم و هوا روشن است اما دیو را از آدم نمی شناسیم.

وای از گرسنگی و برهنگی و گمشدگی .

خدایا ! گرسنه ایم ، دانایی را غذایمان کن .

خدایا ! برهنه ایم ،  دانایی را لباس مان کن .

خدایا !گم شده ایم ، دانایی را چراغ مان کن .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 9:57  توسط خاتون  | 

زندگی شاید همین باشد. درد تا مغز استخوان . گرسنگی تا مرز مردن

کوچه
همه در گیر خودند و همه در خود ها گم !!
چه کسی ما را یافت؟
چه کسی چشم براه می ماند .
چه کسی غصّه ی غم های مرا کم دارد.

"ژیلاراسخ"

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 9:56  توسط خاتون  | 

رویاهای خاک شده .

از قطعنامه ها دو سال بزرگ تر بود
از غزه
دو روز کوچک تر
تازه به حرف آمده بود
اما هنوز نام خود را نمی گفت
با آن که بابا را می گفت
شمع را می گفت
و غزه را …
دیشب شب تولد او بود
که برق نبود
پدر به آسمان اشاره کرد و گفت:
الان شمع ها روشن می شوند…
و شد!
در خانه شمع نبود
اگرچه کیک خنده مادر بود
پدر گفت:
به خاطر تو می زنند عندلیب!
و خندید…
مغازه های غزه بادکنک نداشتند
مغازه های غزه
بی شمع می سوختند
- بابا ! ماه …
- ماه را کلاه سرت خواهم کرد دخترکم!
- بابا ! ستاره…
- دارند به جشن تولد تو می آیند …
ببین چه گونه راه می روند!
دوباره فشفشه ای روشن شد
با فسفر سفید
پدر فریاد زد : به خاطر خدا نزنید…
غزه
مادر می خواست فوت کند
که کیک خنده اش خونین شد!
تنها در چشم های دخترک
دو شمع کوچک می سوخت…

شعر : علیرضا قزوه

Go to fullsize image

Go to fullsize image

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 9:37  توسط خاتون  | 

غزه باز در آتش سوخت.

وقتی آدم بزرگها حیوان می شوند گناه بچه ها چیست،که باید خونشان ریخته شود ؟

غزه دوباره در آتش می سوزد .

Go to fullsize image

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 9:14  توسط خاتون  | 

گستردگی نهج البلاغه

سخن هر کس به همان دنیایی تعلق دارد که روح گوینده اش به آنجا تعلق دارد.طبعا سخنی که به چندین دنیا تعلق دارد نشانگر روحیه ای است که در انحصار دنیای خاصی نیست .
این مجموعه نفیس و زیبا به نام «نهج البلاغه » که اکنون در دست ماست و روزگار از کهنه کردن آن ناتوان است و گذشت زمان و ظهور افکار و اندیشه های نوتر و روشن تر مرتبا بر ارزش آن افزوده است .منتخبی از خطابه ها و دعاها و وصایا و نامه ها و جمله های کوتاه مولای متقیان علی (ع) است که به وسیله سید شریف بزرگوار رضی رضوان الله علیه در حدود هزار سال پیش گرد اوری شده است .آنچه تردید ناپذیر است این است که علی (ع) چون مرد سخن بوده خطابه های فراوان انشا کرده و همچنین به تناسبهای مختلف جمله های حکیمانه کوتاه فراوان از او شنیده شده است .همچنان که نامه های فراوان مخصوصا در زمان خلافت نوشته است و مردم مسلمان علاقه و عنایت خاصی به حفظ و ضبط آنها داشته اند .«مسعودی » که تقریبا صد سال پیش ا ز سید رضی می زیسته است در جلد دوم مر وج الذهب تحت عنوان « فی ذکر لمع من کلامه و اخباره و زهده » می گوید: « آنچه مردم از خطابه های علی (ع)در مقامات مختلف حفظ کرده اند بالغ بر چهار صد و هشتاد واندی می شود ، علی (ع)آن خطابه ها را بالبدیهه و بدون یادداشت و پیش نویس انشا می کرد و مردم هم الفاظ ان را می گرفتند و هم عملا از ان بهره مند می شدند.»
گواهی دانشمند خبیر و متتبعی مانند مسعودی می رساند که خطابه های علی (ع) چه قدر فراوان بوده است . در نهج البلاغه تنها 239 قسمت به نام خطبه نقل شده است در صورتی که مسعودی چهار صدو هشتاد واندی آمار می دهدو به علاوه اهتمام و شیفتگی طبقات مختلف را بر حفظ و ضبط سخنان مولا می رساند . خوشبختانه در عهدها و عصرهای متاخرتر افراد دیگری در پی گرداوری اسناد مدارک نهج البلاغه بر امده اند و شاید از همه مشروحتر و جامعتر کتابی است به نام « نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه » که در حال حاضر به وسیله یکی از فضلای متتبع و ارزشمند شیعه عراق به نام محمد باقر محمودی درحال تکوین است . دراین کتاب ذی قیمت مجموعه سخنان علی(ع) اعم از خطب ، اوامر ، کتب و رسائل ، وصایا ، ادعیه و کلمات قصار جمع اوری شده است . این کتاب شامل نهج البلاغه فعلی و قسمت هایی است که سید رضی انها را انتخاب نکرده ویا در اختیارش نبوده است و ظاهرا جز قسمتی از کلمات قصار ، مدارک و ماخذ همه به دست آمده است . این نکته نیز ناگفته نماند که کار گرداوری مجموعه ای از سخنان منحصر به سیدرضی نبوده است و افراد دیگر ی نیز کتاب هایی با نامهای مختلف دراین زمینه تالیف کرده اند .معروفترین انها «غرر و درر آمدی» است که محقق جمال الدین خوانساری آنرا به فارسی شرح کرده است و اخیرا به همت فاضل متتبع عالیقدر آقای میر جلال الدین محدث ارموی از طرف دانشگاه تهران چاپ شده است . « علی الجندی » رییس دانشکده علوم در دانشگاه قاهره در مقدمه ای که بر کتاب « علی بی ابیطالب ، شعره و حکمه » نوشته است چند کتاب و نسخه از این مجموعه ها نام برده که برخی انها به صورت خطی مانده و هنوز چاپ نشده است از این قرار : 1- دستور معالم الحکم از قضاعی صاحب الخطط 2- نثر اللئالی که به وسیله یک مستشرق روسی در یک جلد ضخیم ترجمه و منتشر شده است 3- حکم سیدنا علی(ع) نسخه خطی در دارالکتب الصریه

دو امتیاز
کلمات امیر المومنین از قدیمیترین ایام با دو امتیاز همراه بوده است و با این دو امتیاز شناخته می شده است :یکی فصاحت و بلاغت و دیگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروز چند بعدی بودن . هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوانی بدهد ولی توام شدن این دو با یکدیگر یعنی این که سخنی در مسیرها و میدانهای مختلف و احیانا متضاد رفته ودر عین حال کمال فصاحت وبلاغت خود را در همه انها حفظ کرده باشد ، سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است و درباره اش گفته اند:« فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق »
آیینه این عصر
از چهارده قرن پیش تاکنون جهان هزاران رنگ به خود گرفته ، فرهنگ ها تغییر و تحول یافته و ذائقه ها دگر گون شده است .ممکن است کسی بپندارد که فرهنگ قدیم و ذوق قدیم سخن علی (ع) را می پسندید و در برابرش خاضع بود. فکر و ذوق جدید به نحو دیگری قضاوت می کند اما باید بدانیم که سخن علی چه از نظر صورت و چه از نظر معنی محدود به هیچ زمان و هیچ مکانی نیست ، انسانی و جهانی است .
علی در میدانهای گوناگون
از امتیازات برجسته سخنان امیر المومنین که به نام نهج البلاغه امروز در دست ماست این است که محدود به زمینه خاصی نیست .علی (ع) به تعبیر خودش تنها دریک میدان اسب نتاخته است . در میدانهای گوناگون که احیانا بعضی با بعضی متضاد است تکاور بیان را به جولان اورده است . نهج البلاغه شاهکار است اما نه تنها در یک زمینه ، مثلا موعظه یا حماسه یا فرضا عشق و غزل یا مدح و هجا و غیره .
بلکه در زمینه های گوناگون که شرح خواهیم داد . این که سخن شاهکار باشد ولی در یک زمینه البته زیادنیست و انگشت شمار است ولی به هر حال هست . این که در زمینه ها ی گوناگون باشد ولی در حد معمولی نه شاهکار ، فراوان است ولی این که سخنی شاهکار باشد و در عین حال محدود به زمینه خاصی نباشد از مختصات نهج البلاغه است .بگذریم از قران کریم که داستانی دیگر است ، کدام شاهکار را میتوان پیداکرد که به اندازه نهج البلاغه متنوع باشد ؟ سخن نماینده روح است . سخن هر کس به همان دنیایی تعلق دارد که روح گوینده اش به انجا تعلق دارد .طبعا سخنی که به چندین دنیا تعلق دارد نشانه روحیه ای است که در انحصار یک دنیای به خصوص نیست و چون روح علی (ع) محدود به دنیای خاصی نیست در همه دنیاها و جهانها حضور دارد وبه اصطلا ح عرفا «انسان کامل » و «کون جامع » و « جامع همه حضرات » ودارنده همه مراتب است ، سخنش نیز به دنیایی خاص محدود نیست . از امتیازات سخن علی این است که به اصطلاح شایع عصر ما چند بعدی است نه یک بعدی خاصیت همه جانبه بودن سخن علی و روح علی مطلبی نیست که تازه کشف شده باشد ، مطلبی است که حداقل از هزار سال پیش اعجابها را بر می انگیخته است . نکته جالب دیگر این است که علی با این همه که درباره معنویات سخن رانده ، فصاحت را به اوج کمال رسانیده است . علی از می و معشوق و یا مفاخرات وامثال اینها که میدانهایی باز برای سخن هستند بحث نکرده است . به علاوه او سخن را برای خود سخن و اظهار سخنوری ایراد نکرده است . سخن برای او وسیله بوده نه هدف . او نمی خواسته است به این وسیله یک اثر هنری و یک شاهکار ادبی از خود باقی بگذارد. بالاتر این که سخنش کلیت دارد محدود به زمان و مکان و افراد معینی نیست . مخاطب او «انسان » است و به همین جهت نه مرز می شناسد و نه زمان ،همه اینها میدان را از نظر شخص سخنور محدود و خود او را مقید می سازد . عمده وجه در اعجاز لفظی قران کریم این است که با این که یکسره موضوعات و مطالبش با موضوعات سخنان متداول عصر خود مغایر است و سرفصل ادبیات جدیدی است و با جهان و دنیای دیگری سرو حکایت دارد ، زیبایی و فصاحتش در حد اعجاز است . نهج البلاغه در این جهت نیز ماند سایرجهات متاثر از قران و در حقیقت فرزند قران است .
مباحث و موضوعات در نهج البلاغه
مباحث و موضوعاتی که در نهج البلاغه مطرح است و رنگهای مختلفی به این سخنان آسمانی داده ، زیاد است . این بنده ادعا ندارد که بتواند نهج البلاغه را تجزیه و تحلیل کند و حق مطلب را ادا کند ، فقط در نظر دارد نهج البلاغه را با این دید مورد بررسی قرار دهد و شک ندارد که در اینده کسانی پیدا خواهند شد که حق مطلب را بهتر ادا کنند . مباحث نهج البلاغه که هر کدام شایسته بحث و مقایسه است به این قرار است :
1- الهیات و ماورا ءالطبیعه 2-سلوک وعبادت 3- حکومت و عدالت 4- اهل البیت و خلافت 5- موعظه و حکمت 6- دنیاو دنیا پرستی 7- حماسه و شجاعت 8- ملاحم و مغیات 9- دعا و مناجات 10- شکایت و انتقاد از مردم زمان 11- اصول اجتماعی 12- اسلام و قران 13- اخلاق و تهذیب نفس 14- شخصیتها و یک سلسله مباحث دیگر
تو حید و معرفت
یک بخش از بخشهای اساسی نهج البلاغه ، مسائل مربوط به الهیات و ماوراء الطبیعه است . در مجموع خطبه هاو نامه ها و کلمات قصار درحدود چهل نوبت درباره این مطالب بحث شده است . البته بعضی موارد جمله های کوتاهی است ولی غالبا چند سطر و احیانا چند صفحه است .بحثهای توحیدی نهج البلاغه را شاید بتوان اعجاب انگیزترین بحثهای آن دانست .بدون مبالغه این بحثها با توجه به مجموع شرایط پدید آمدن آنها در حد اعجاز است . اگر یک مقایسه – ولو به طور مختصر – میان منطق نهج البلاغه و منطق سایر مکتبهای فکری به عمل نیاید ارزش واقعی بحثهای توحیدی نهج البلاغه روشن نمی شود. درباره ذات و صفات حق ، قبل از نهج البلاغه و بعد از آن ، در شرق و غرب ، در قدیم و جدید از طرف فلا سفه ، عرفا ، متکلمان ، بحثهای فراوان به عمل امده است ولی با سبکها و روشهای دیگر ، سبک و روش نهج البلاغه کاملا ابتکاری و بی سابقه است ، تنها زمینه اندیشه های نهج البلاغه ، قران مجید است و پس از قران مجیدکه بگذریم هیچگونه زمینه دیگری برای بحثهای نهج البلاغه نخواهیم یافت .
شب مردان خدا
شب مردان خدا از دیدگاه نهج البلاغه ، دنیای عبادت دنیای دیگری است ، دنیای عبادت اکنده از لذت است . لذتی که با لذت دنیای سه بعدی مادی قابل مقایسه نیست ، دنیای عبادت پر از جوشش و جنبش و سیر و سفر است اما سیر و سفری که « به مصر و عراق و شام » و یا هر شهر دیگر زمینی منتهی نمی شود . به شهری منتهی می شود « که او را نام نیست .» دنیای عبادت شب و روز ندارد زیرا همه روشنایی است . تیرگی و اندوه و کدورت ندارد ، یکسره صفا و خلوص است . از نظر نهج البلاغه چه خوشبخت و سعادتمند است کسی که به این دنیا پا گذارد و نسیم جانبخش این دنیا او را نوازش دهد . ان کس که به این دنیا گام نهد ، دیگر اهمیت نمی دهد که در دنیای ماده و جسم بر دیبا سر نهد یا بر خشت .

استاد شهیدعلامه مرتضی مطهری 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 17:52  توسط خاتون  | 

احمدی نژاد:در دور چهارم سفرهای استانی ‌به تمام شهرستان‌ها سفر مي‌كنم‌

رئيس‌جمهور پنج شنبه ۲۷/۳/۸۹ در جمع مديران استان چهارمحال و بختياري با تشكر از مديران استاني به لحاظ حجم خدماتي كه در استان به مردم ارائه شده است، اظهار داشت: اين در حالي‌ست كه كارهاي انجام شده در استان فراوان است اما هنوز در ابتداي راه قرار داريم و با توجه به اينكه زمينه‌هاي لازم براي جهش‌هاي پي در پي فراهم شده است، وظيفه مسئولان استان صد چندان شده است.

وي افزود: فضاي فرهنگي ما به گونه‌اي است كه حركت رو به جلو فراهم است، مدل كاري كه مديران استان بايد انجام بدهند و نظام برنامه‌ريزي آنها بايد مورد توجه قرار بگيرد، مدل مبتني بر داشته‌هاي داخلي است و نبايد از مدل‌هاي وارداتي تبعيت كنيم.

احمدي‌نژاد تصريح كرد: عدم درك اين مطلب ضربات سنگيني را به كشور وارد كرد به عنوان نمونه توسعه دامداري صنعتي نبايد موجب نابودي دامداري سنتي شود، بر همين اساس اگر قرار است صنعتي هم در استان بيايد، بايد در خدمت بهره‌گيري از همين توانمندي‌هاي بومي باشد.

وي اضافه كرد: باتوجه به فرصت طلايي جمهوري اسلامي ايران مديران بايد قدر لحظه به لحظه فرصت مديريتي خود را بدانند، چراكه ارزش هر مديري به اندازه خدمتي است كه به جامعه ارائه مي‌دهد، اگر مديري در فرصت خدمتگزاري و مديريت خوددر راستاي غير از خدمت به مردم گام بردارد قطعا زيانكار در دنيا و آخرت است.

احمدي نژاد ادامه داد: توجه به امورات فردي و كوچك مردم به اندازه تمام خدمات كلان باارزش است.

وي بر ضرورت الگوسازي صرفه‌جويي در اين استان تأكيد كرد و گفت: اگر فقط پنج درصد بودجه جاري را صرفه‌جويي كنيد، خواهيد ديد كه كارهاي بزرگي را مي‌توان با آن انجام داد.

رئيس جمهور ادامه داد: علت ايجاد برخي حلقه‌هاي مفقوده در واقع همين تصميم‌گيري‌هاي غيراصولي و غير كارشناسي ماست و اگر نوع نگاه به استان تغيير كند، خواهيم ديد كه اين استان درياي ثروت است.

وي خاطرنشان كرد: دولت در استان مصوبات خيلي خوبي داشته است و مديران استان لازم است خيلي قوي‌تر از گذشته حركت كنند و استان را بسازند.

احمدي نژاد جمهوري اسلامي ايران را يك فرصت تاريخي براي كل بشر دانست و گفت: كساني كه به اين مسئله اعتقاد ندارند، در واقع قدر خود را نمي‌دانند.

احمدي‌نژاد با تاكيد بر اين‌كه 200 هزار شهيد در اين دوره و همه‌ شهداي طول تاريخ مقدمه‌اي براي ايجاد جمهوري اسلامي بودند، افزود: جمهوري اسلامي در واقع مقدمه حكومت جهاني است و تنفس در اين حكومت بسيار ارزش دارد.

وي خطاب به مديران با يادآوري اين نكته كه بايد قدر اين فرصت‌ها را بدانيم، گفت: مدير بودن شما به اندازه‌ خدمتي است كه انجام مي‌دهيد و هر كس از فرصت خدمت جز براي خدا و خلق خدا استفاده كند، در دنيا و آخرت زيان خواهد كرد.

احمدي نژاد با بيان اينكه امروز بايد به سمت جامعه‌اي سرشار از عدالت، امنيت و يگانه‌پرستي برويم، گفت: اين جامعه با جامعه‌ توسعه‌يافته كه دزدي و دروغ در آن رواج دارد فرق مي‌كند.

رئيس‌جمهور با توصيه به مديران استان براي حل مسائل شخصي مردم، تصريح كرد: توجه به امور كوچك و شخصي مردم نيز به اندازه امور كلان ارزش دارد.

وي ادامه داد: بسياري از مردم با اين كمك‌هاي كوچك زندگي‌شان نجات مي‌يابد و هر كس كار مردم را راه بيندازد خداوند نيز كار او را راه مي‌اندازد.

رئيس جمهور در بخش ديگري از بيانات خود الگو قرار دادن غربي‌ها براي ساختن كشور را ظلم به كشور، استان و پيامبران دانست و گفت: براي ساختن ايران بايد به ملت خدمت كنيم، ما تحت نظام ولايت قرار داريم و اين نظام درست شده است تا به حقيقت اصلي يعني امام زمان(عج) وصل شود.

وي با تأكيد بر اينكه امروز ما تسلط لازم براي پيشرفت را داريم، گفت: وقتي بحث ايجاد كارخانه‌ سيمان مطرح مي‌شد همه نگران بودند، اما ما امروز تسلط لازم براي اجراي پروژه‌هاي كوچك و بزرگ را داريم و براي اجراي آنها هيچ نگراني نيز نداريم و مي‌توانيم به راحتي مطالعات را انجام دهيم.

احمدي‌نژاد ادامه داد: بايد به جايي برسيم كه بگوييم حداقل‌ها را داريم؛ چراكه فضاي فرهنگي ما فضايي سازنده است و هركس در اين فضا تنفس مي‌كند، مي‌تواند به جلو حركت كند و حداقل اين است كه اين فضا او را پس نمي‌زند.

وي بحث فرش دستباف كشور را مورد اشاره قرار داد و با يادآوري اين‌كه ما زماني صادركننده‌ اول فرش دنيا بوديم، ادامه داد: صدها كارخانه‌ فرش ماشيني با شعار ايجاد اشتغال به وجود آمد، در حالي كه در هر خانه‌ ايراني مي‌توانيم حداقل يك دار قالي داشته باشيم و بازار فرش دستباف جهان در تسخير ما باشد.

رئيس‌جمهور با بيان اينكه فناوري‌هاي بومي كشور هيچ حلقه مفقوده‌اي ندارد‌، افزود: ما به جاي اين‌كه تلاش كنيم، فرش ايراني را با قيمت منطقي عرضه كرده و آن را متنوع كنيم به سراغ ايجاد كارخانه‌ توليد فرش رفتيم.

وي تاكيد كرد: بايد در بحث صنايع پايين‌دستي نيز صنايعي را براي استان بياوريم كه به درد آن استان بخورد كه اگر به اين شكل به صنعت نگاه كنيم، حلقه‌ مفقوده‌اي نخواهيم داشت.

احمدي‌نژاد با اشاره به برگزاري سمينارهاي مختلف در مورد بحث حلقه‌هاي مفقوده گفت: بايد نگاه‌مان را عوض كنيم كه در آن صورت مي‌بينيم استان‌هاي كشور درياي ثروتند، خداوند بشر را در كل زمين توزيع كرده و در همان محل منافعش را نيز قرار داده است.

احمدي‌نژاد در بخش ديگري از اظهارات خود بحث مصوبات دور سوم سفر براي استان چهار محال و بختياري را مورد اشاره قرار داد و با يادآوري تسهيلات بيش از 150 ميليارد توماني براي استان گفت: براي استفاده‌ بهينه از اين اعتبارات بايد از متخصصان و دانشگاهيان دعوت كنيم و ايده‌هاي آنها را بشنويم و نبايد داشته‌هاي خود را در بخش‌هاي مختلف كنار بگذاريم و از ديگران اقتباس كنيم، چراكه اگر اين مسئله محقق شود، دچار ذلت مي‌شويم.

وي ماموريت همه را ساختن كشور توصيف كرد و خطاب به مديران استاني نيز گفت: شما همگي براي اين مدير شده‌ايد كه به مردم خدمت كنيد و اين تقسيم‌بندي‌ها تنها براي تنظيم امور است، بر همين اساس همه شما يك ماموريت داريد و بايد در اين راستا هماهنگ باشيد و ضمن اينكه همه بايد خود را مسئول بدانيد كه كار مردم راه بيفتد، زمان براي ما متوقف نمي‌شود و بايد با نگاه مثبت كار ديگران را كار خودمان بدانيم و در راستاي حل آن به پيش برويم.

احمدي‌نژاد در پايان از سفر خود و هيئت دولت در دور چهارم سفرهاي استاني به تمام شهرهاي استان‌ها خبر داد و گفت: اين در حالي‌ست كه در دور دوم و سوم فرصت سفر به شهرستان‌هاي استان پيش نيامد برهمين اساس در دور چهارم به تمامي شهرهاي كشور سفر خواهيم كرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 9:33  توسط خاتون  | 

فضيلت و اعمال ليله الرغائب+كيفيت نماز امشب

پيامبر اكرم(ص) روايت شده است كه فرمودند: از اولين شب جمعه د رماه رجب غافل نشويد؛ زيرا شبي است كه فرشتگان آن را «ليله الرغائب» مي نامند. اين نامگذاري به اين جهت است كه هنگامي كه مقداري از شب گذشت، هيچ فرشته اي در آسمان ها و زمين نمي ماند مگر اين كه در كعبه و اطراف آن جمع مي شوند.
معناشناسي ليله الرغائب
در فرهنگ قرآني اسلامي، براي برخي از زمان ها و مكان ها اقتدار و خصوصيات ويژه اي گفته شده است. از اين رو برخي از سرزمين ها چون بيت المقدس و مكه جايگاه قداست معنوي خاصي دارند و اعمال در آن مكانها از پاداش و ارزش ويژه اي برخوردار مي باشد. برخي از زمان ها نيز چون سحرگاهان و فجر و ليله القدر از چنين ويژگي هاي خاص بهره مند هستند و خداوند در آيات و حتي سوره هايي به ارزش و جايگاه ويژه آنها اشاره كرده است و درباره شب قدر آن را برابر با هزار ماه كه به اندازه عمر آدمي است دانسته است.
اين ويژگي را مي توان درباره برخي از ماهها چون ماه رمضان و يا ماه رجب برشمرد كه از ويژگي هاي انحصاري برخوردار مي باشند. از جمله ويژگي هاي انحصاري ماه رجب، ليله الرغائب است.
كلمه «رغائب» جمع «رغيبه» به معناي چيزي كه مورد رغبت و ميل است و نيز به معناي عطا و بخشش فراوان مي باشد. بنابراين معناي اول «ليله الرغائب» يعني شبي كه ميل و توجه به عبادت و بندگي در آن فراوان است و بندگان خوب و شايسته خداوند دراين شب تمايل زيادي به رفتن به درخانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خويش دارند.
بنابر معناي دوم، «ليله الرغائب» يعني شبي كه در آن عطاء و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روآوردن به بارگاه قدس ربوبي و خاكساري در برابر عظمت حق شايسته دريافت انعام و عطا و بخشش بي كرانه حق مي گردند.

عظمت و ارزش ليله الرغائب
درباره فضيلت و ارزش و عظمت آن مي توان دو جهت زير را بيان كرد: 1- از اين جهت كه اصولا شب جمعه، خود داراي ويژگي و ارزش خاصي است و اعمال عبادي فراواني در آن وارد شده و زمان عبادت و مناجات و عرض حاجات با قاضي الحاجات است.
2- ماه رجب اولين ماه از ماههاي حرام (ماه هاي حرام عبارتند از: رجب، ذي القعده، ذي الحجه، محرم) و ماه خدا و هنگام عبادت و دعا و استغفار است و رحمت الهي در اين ماه در حال ريزش و نزول است، به همين جهت اين ماه را رجب الاصب گويند، چون «صب» به معناي ريختن است. پس ليله الرغائب، شرافت و ارزش شب جمعه و ماه رجب هردو را درخود جمع نموده و ارزشي دوچندان دارد.
شيخ المحدثين عباس قمي در كتاب شريف مفاتيح الجنان درباره اين شب مي نويسد: بدان كه شب جمعه اول ماه رجب را ليله الرغايب گويند و از براي آن عملي از حضرت رسول(ص) با فضيلت بسيار واردشده كه سيدبن طاووس در كتاب اقبال و علامه مجلسي در اجازه نبي زهره آن را نقل كرده اند.
ازجمله فضيلت هايي كه براي آن برشمرده اند اينكه به سبب شرافت اين شب گناهان بسيار از كساني كه اعمال خاصي را انجام دهند آمرزيده مي شود.
از جمله اعمال اين شب نمازي است كه اگر شخص آن را به جا آورد، پس از مرگ هنگامي كه در قبر گذاشته شود خداوند تبارك و تعالي ثواب نمازش را به سوي او به بهترين صورت مي فرستد تا همدم او شود و او را از تنهايي بيرون آورد.
اين شخص با روي گشاده و درخشان و زباني شيوا و فصيح به او مي گويد: اي حبيب و دوست من! بشارت باد تو را كه از هر شدت و سختي نجات يافتي.
ميت مي پرسد: تو كيستي؟ بخدا سوگند كه من چهره اي بهتر از روي تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي بهتر از بوي تو نبوئيده ام.
آن شخص مي گويد: من ثواب آن نمازم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم ومونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور رستاخيز دميده مي شود من درعرصه قيامت، سايه بر سر تو خواهم افكند. پس خوشحال باش كه هرگز خير از تو معدوم نخواهدشد.
آن گاه شيخ عباس قمي درباره چگونه اعمال اين شب مي نويسد: كيفيت آن چنان است كه روز پنجشنبه اول ماه رجب را روزه مي داري و چون شب جمعه داخل شود مابين نماز مغرب و عشا دوازده ركعت نماز مي گذاري كه هر دو ركعت را با يك سلام تمام مي كني. در هر ركعت از آن نماز يكمرتبه «حمد» و سه مرتبه «اناانزلناه» و دوازده مرتبه
«قل هوالله احد» مي خواني و چون از نماز دو ركعتي فارغ شدي، هفتاد مرتبه «اللهم صلي علي محمدالنبي الامي و علي اله» مي گويي و سپس به سجده مي روي و هفتاد مرتبه «سبوح قدوس رب الملائكه و الروح» مي گويي. پس از آن، سر از سجده برمي داري و هفتاد مرتبه «رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم» مي گويي. پس از آن نيز دوباره به سجده مي روي و هفتاد مرتبه «سبوح قدوس رب الملائكه و الروح» مي گويي. آن گاه حاجت خود را مي طلبي كه برآورده خواهد شد. (مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي با تصرف و تخليص)

سخن صاحب المراقبات
عارف كامل و استاد و اصل مرحوم ميرزا جواد ملكي تبريزي در اين باره در كتاب المراقبات خويش مي نويسد: اولين شب جمعه ماه رجب را ليله الرغائب نامند. در اين شب فرشتگان بر زمين نزول مي كنند.
اگر شب اول ماه رجب مصادف با شب جمعه بود، سزاوار است عمل «ليله الرغائب» را نيز انجام دهد.
از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است كه فرمودند: از اولين شب جمعه د رماه رجب غافل نشويد؛ زيرا شبي است كه فرشتگان آن را «ليله الرغائب» مي نامند. اين نامگذاري به اين جهت است كه هنگامي كه مقداري از شب گذشت، هيچ فرشته اي در آسمان ها و زمين نمي ماند مگر اين كه در كعبه و اطراف آن جمع مي شوند.
آن گاه خداوند مي فرمايد: اي فرشتگانم! هرچه مي خواهيد از من درخواست كنيد.
فرشتگان عرض مي كنند: حاجت ما اين است كه از روزه داران رجب درگذري.
خداوند مي فرمايد: اين كار را انجام دادم.
عارف كامل، ملكي درباره اعمال اين شب مي نويسد: بهتر است كسي كه اين حديث را مي شنود، در اين شب، زياد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تكليفي را كه آيه تحيت (سوره نساء آيه 68) براي صلوات فرستادن به عهده ما گذاشته به اندازه توانايي انجام داده باشد. وي آنگاه به نقل از رسول خدا(ص) نمازي را كه در بالا شرح آن گذشت نقل مي كند .
استاد ملكي تبريزي اين پرسش را مطرح مي كند كه: ظاهر روايت اين است كه «ليله الرغائب» اولين شب جمعه ماه رجب است؛ و اگر اعمالي كه در اين روايت ذكر شده از اعمال اين شب بوده و شب جمعه اول ماه، مصادف با اول ماه شد، چگونه مي توان اين عمل را به جا آورد؟
وي پاسخ مي دهد از آن جايي كه پنج شنبه قبل از جمعه اول، جزء ماه رجب نيست؛ بايد در پاسخ بگوييم كه اگر بخواهيم به ظاهر روايت عمل كنيم، اين اعمال درصورتي است كه شب اول ماه شب جمعه نباشد؛ و اگر شب جمعه بود، شب جمعه دوم، اين اعمال انجام مي شود؛ گرچه ليله الرغائب نباشد. چون در روايت تصريح نشده كه اين اعمال حتماً بايد در ليله الرغائب باشد. ولي راه دوم و سومي هم هست كه صحيح تر به نظر مي رسد. راه دوم اين است كه اين اعمال را بدون روزه انجام دهيم و راه سوم اين است كه روزه را هم بگيريم گرچه روزه در رجب نباشد. (كتاب المر اقبات/ مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد مالكي تبريزي(ره) )
اجمالاً آنكه ليله الرغائب، اولين شب جمعه ماه رجب است كه براي آن اعمال و فضايل بسياري نقل كرده اند كه از آن جمله مي توان به روزه پنجشنبه و استغفار زياد در آن شب اشاره كرد. كسي كه مي خواهد به ثواب و پاداش اعمال اين شب برسد مي بايست به اعمال آن اهتمام جدي بورزد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 9:31  توسط خاتون  | 

عشق دردسرساز دختران اسرائیلی به پسران فلسطینی

 
روزنامه انگلیسی تایمز در شماره چند روز پیش خود طی گزارشی نوشت: سازمان اطلاعات و امنیت رژیم صهیونیستی (موساد) همواره دختران جوان را برای به دام انداختن پسران فلسطینی و بدست آوردن اطلاعات محرمانه نظامی و امنیتی، مورد استفاده قرار می‌دهد اما بررسی های اخیر انجام شده نشان می‌دهد برخی از این دختران نه تنها در به ثمر رساندن نقشه و توطئه خود موفق نمی‌شوند بلکه خودشان به دام می‌افتند و عاشق پسران فلسطینی می‌شوند.
به رغم اینکه رژیم صهیونیستی ازدواج یا برقراری هرگونه ارتباط میان دختران خود و پسران فلسطینی را ممنوع کرده و به شدت با آن مقابله می‌کند، اما عاشق شدن این دختران اسرائیلی معادله را تغییر می دهد و گاهی موجب آن می‌شود که این جوانان فلسطینی اطلاعات مهمی را از این دختران بدست آورند.
"تایمز" در ادامه گزارش خود فاش کرد: یهودیان افراطی بیش از ده سال است که به دنبال پسران فلسطینی می‌گردند که با دختران اسرائیلی ارتباط عاطفی و عاشقانه برقرار کرده اند. این یهودیان افراطی با همکاری پلیس رژیم صهیونیستی سعی دارد مانع از هرگونه ارتباط میان دختران اسرائیلی با پسران فلسطینی شود.
این روزنامه انگلیسی در ادامه افزود: یهودیان افراطی می‌ دانند که اینگونه ارتباط می‌تواند خطری برای آینده "اسرائیل" باشد به ویژه اینکه علاوه بر رد و بدل شدن اطلاعات محرمانه میان طرفین، این پسران فلسطینی می‌توانند بر فرهنگ، عادات و تقالید این دختران اسرائیلی تأثیر بگذارند و در طولانی مدت "اسرائیل" را تحت تأثیر قرار دهند.
 
"تایمز" همچنین نوشت: یهودیان افراطی گروه های تشکیل داده اند که شامل 45 مرد می‌شود تا به مبارزه با پدیده "ارتباط دختران اسرائیلی با پسران فسلطینی" مقابله کنند. هزینه این گروه ها نیز توسط مؤسسات و یهودیان افراطی تأمین می‌شود. این گروه های افراطی معتقدند که این جوانان فلسطینی با احساسات این دختران بازی کرده و آنان را فریب می‌دهند تا بتوانند از آنان اطلاعات محرمانه ای بدست بیاورند.
این روزنامه انگلیسی همچنین در گزارش خود می‌نویسد: البته بسیاری از این دختران اسرائیلی که عاشق پسران فلسطینی شده اند مخالف این نظرات یهودیان افراطی هستند و خود همین افراطیون را مشکل اصلی می‌دانند و نه جوانان فلسطینی را.
یکی از این دختران اسرائیلی طی گفتگویی با "تایمز"‌می‌گوید: من یک دختر اسرائیلی هستم و عاشق یک جوان عرب فلسطینی شده ام. من در انتخاب کسی که دوستش دارم، آ‍زاد هستم و کسی نمی‌تواند و نباید به من در این مسأله شخصی دستور بدهد. این مسأله به خود من مربوط می‌شود. مشکل در ما نیست، بلکه مشکل در این افراد افراطی است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 16:10  توسط خاتون  | 

زندگی

هدیه خدا به تو زندگی است

و هدیه تو به خدا                              

  درست زندگی کردن

آنچه کرم ابریشم پایان دنیا می داند

برای پروانه آغاز زندگی است و بیداری انسان طلوع خداوند است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 16:1  توسط خاتون  |